![]() |
![]() |
|
|
افتاد بر خاک و گفتم : افتادن کاج عجیب است
بعد از تو این کوچه بی کاج ٬ با چشم هایم غریب است دیوارهایی سفالی مانده است و یک بام برفی بعد از تو ٬ دیگر قناری ٬ بر تیر بند صلیب است ای قامت سبز (( بودن )) حلقوم سرخ (( سرودن )) بعد از تو ٬ بودن ٬ سرودن ٬ آمیزه ای از فریب است هر سایه ای دشنه ای داشت ٬ در گیر و دار شب و مه من با شمایم ٬ اهالی ! آیینه حتی غریب است یک روز می روید از نو ٬ بر شاخه هایت قناری این ساقه ی گر گرفته ٬ آبستن صبح و سیب است !!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 21:3 توسط حسن جون |
|
|
v بی نیازا !... v v در سرسبزترین فصل «تمنا» نیازمان را دریاب ؛ به چشمهامان بگو ، v v به بهاری ترین قبله «آسمان» اقتدا کنند و پاک ببیند ... v v به زبانهامان بگو ، به صادقترین «طلوع» اقتدا کنند و تو را بجویند... v v مهربانا !... v v در سرخترین خط غروب ، گناهانمان را ببخش و دستهای به اهنزاز درآمده v v در آستان «قنوت» مان را به رحمتت شکوفا کن ... v v رحیما !... v v در «رستنگاه ثنا وجودت» ، برخوان ضیافت نشسته ام؛ هزاره های v v امیدمان را ببین؛ از ما، دل برمگیر و توبه مان را بپذیر ... v v ایزدا !... v v میان ما و تو ، فقط یک «استجابت» فاصله است ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 بهمن1386ساعت 13:52 توسط حسن جون |
|
|
@@@.....................@@@@...........@@@.................@@......@@@@@@@@@..... @@@.................@@........@@.........@@@..............@@.......@@@................@..... @@@................@@..........@@..........@@@...........@@........@@@..........@........... @@@...............@@............@@...........@@@........@@.........@@@@@@@........... @@@...............@@............@@.............@@@.....@@..........@@@@@@@........... @@@..........@...@@..........@@...............@@@...@@...........@@@..........@........... @@@@@@@....@@........@@.................@@@.@@............@@@................@..... @@@@@@@......@@@@@......................@@@@..............@@@@@@@@....... |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 بهمن1386ساعت 13:46 توسط حسن جون |
|
|
الهی.......................
اگر می دهی کریمی ٬ نمی دهی حکیمی ٬ می خوانی شاکرم ٬ می رانی صابرم ٬ اگر می بخشی مختاری و اگر نه ٬ خداوند قهاری !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 دی1386ساعت 14:58 توسط حسن جون |
|
|
اگر با گريه دريايي بسازم اگر با خنده رويايي بسازم اگر خنده شود در من فراموش اگر گريه شود با من هم آغوش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 24 دی1386ساعت 14:45 توسط حسن جون |
|
|
هرآغازی را پایانی است وهرسلامی ٬خداحافظی به دنبال دارد. ازاین پس این وبلاگ توسط حسن جون ویرایش میگردد. تا ایجاد وبلاگ جدید خداحافظ........
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 2 مهر1386ساعت 17:26 توسط حسن جون |
|
|
كسي در باد مي خواند تو را
براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم
د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم
تو هستي در وجود من
اين را بدان گلم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 0:2 توسط حسن جون |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 13:33 توسط حسن جون |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 13:8 توسط حسن جون |
|
|
من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را به خاطر اندیشیدن به تو دوست دارم من زندگی را در عشق عشق را در قلب و قلب را به خاطر اینکه آشیانه توست دوست دارم من اندوه را در اشک اشک را در چشم و چشم را به خاطر دیدن روی تو دوست دارم من عشق را در سکوت سکوت را در تنهایی تنهایی را به خاطر تپیدن قلبم تپیدن قلبم را برای تو و تو را همچو قلبم دوست دارم خیلی دوستت دارم...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 شهریور1386ساعت 12:55 توسط حسن جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
در این پائیز طولانی
در این بی برگی ممتد بهاری کاش می آمد دل ما را ورق میزد!... |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
مجموعه نجوای حریر آیا با هر کسی می توان ازدواج کرد؟ اهمیت لامسه در روابط زناشویی!... تو را دوست دارم!... سلام اي آشنا!... باچه افرادی ازدواج نکنیم؟... روشهای برخورد با نق زدن!... |
|
RSS
|